همه ما برای برقراری ارتباط با دیگران، روشهای منحصر به فردی داریم. بنابراین تعداد بسیار زیادی روش ارتباطی وجود دارد. اما چگونه است که فردی علی رغم دارا بودن امتیازهای مالی، تحصیلی، شغلی و ... نمی تواند به جایگاه مطلوب خود برسد در حالیکه فرد دیگری بدون داشتن این امتیازها به سرعت پلههای ترقی را طی میکند؟ چرا روابط دوستانه برخی از افراد خیلی سطحی یا بدون سرانجام است اما برخی افراد دیگر چنان رابطه برقرار میکنند که برای همیشه در ذهنها باقی میمانند؟ چگونه میتوانیم كلیدی پیدا كنیم كه روابط خانوادگی، عاطفی و حرفهای ما را تسهیل كند؟ و چگونه میتوانیم راهحلی بیابیم كه برای همه اشخاص راضیكننده باشد و ما را در ارتباطات شغلی، خانوادگی، دوستانه و اجتماعی به تفاهم برساند؟ همه ما در بين اعضاي خانواده، دوستان و آشنايان، كساني را داريم كه معتقديم بهتر از ديگران عمل ميكنند، در موقعيتهاي خاص ميتوانند به درستي تصميم بگيرند و به بهترين شكل اقدام كنند، كمتر دچار اشتباه ميشوند، در ارتباط برقرار كردن با ديگران موفقند و حتي مشاور و راهنماي خوبي براي ديگران هستند يا به قول معروف، ديگران هميشه روي آنها حساب ويژهاي باز ميكنند. مسلماً همه ما به نوعي دوست داريم؛ مانند اين افراد در ارتباط با ديگران موفق باشيم. اين افراد خصوصياتي دارند كه ميتوانند به جنبههاي مختلف مساﺋل توجه كنند. قبل از آنكه خصوصيات اين افراد را بيان كنيم، شما با يك پرسشنامه، اعمال و باورهاي خود را در مورد ارتباط با ديگران بسنجيد تا بتوانيد به ميزان توانايي و سبک ارتباطی خود در ارتباط بر قرار كردن با ديگران پي ببريد. اين پرسشنامه شامل 20 جمله تعيينكننده است؛ از بين «بله» يا «خير» يكي را انتخاب كنيد و تا حد امكان صادق باشيد! آنچه را باور داريد و در مورد خودتان درست ميدانيد، علامت بزنيد، نه آنچه را كه فكر ميكنيد بهتر است! وقتي با كسي مسئله پيدا ميكنم، سعي ميكنم ريشه آن را در رفتارم پيدا كنم. وقتي براي مشكلم دنبال راه حل هستم، غالبا از افراد ديگر كمك ميخواهم. چون هميشه انتظار وقوع بدترين اتفاق ممكن را دارم، به راحتي ريسك ميكنم. از اينكه ديگران بدانند با كسي دچار مشكل هستم، اكراه ندارم. براي رفع مساﺋل، از روشهاي خودم كوتاه نميآيم، حتي اگر گاهي به تاخير بيفتد. وقتي رفتار ديگران مرا مايوس ميكند، سعي ميكنم علت رفتارشان را پيدا كنم. وقتي با ديگران مسئلهاي پيدا ميكنم، دوست دارم عاقلانه به آن مسئله بينديشم. هر چه مسئله بزرگتر باشد، بيشتر تلاش ميكنم آن را تجزيه و تحليل كنم. ترجيح ميدهم فردي را كه با او مشكل دارم، در جستن راه حل مشكل، درگير كنم. وقتی بهدنبال راه حل هستم، سعي ميكنم مطمئن شوم كه طرفين سود ميبرند. به نظرم داشتن يك نقشه خردمندانه، به من كمك ميكند باثبات و منطقي باشم. سعي ميكنم واقعبين باشم و امكانپذيربودن راهحل را بررسي كنم. غالبا با گفتن جملاتي نظير «ميفهمم چه احساسي داريد» همدلي خود را ابراز ميكنم. من داﺋما مراقب اثرات رفتارم روي ديگران هستم. مراقبم رفتارم را طوري تنظيم و اصلاح كنم كه مناسب اطرافيانم باشد. وقتي راهحلي پيدا ميكنم، علاقه دارم طرح و نقشه خود را براي سايرين بيان كنم. وقتي اشتباهي رخ ميدهد، مسئوليت آن را ميپذيرم. سعي ميكنم مسئله و مشكلم را با ديگران بهصورت مختصر تشريح كنم. وقتي باكسي مسئلهاي پيدا ميكنم، به احتمال زياد به او خواهم گفت. اگر مسئلهاي با ديگران پيدا كنم، روي فهم مسئله تاكيد دارم. كليد پاسخ ها و ادامه مطلب در سایت راه فردا [نمایش لینک، فقط برای اعضای سایت امکان پذیر است. ]